الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

557

أصول الفقه ( فارسى )

هم مطابق عنوان نماز است و هم مطابق عنوان غصب ، و در اين صورت اگر مكلّف چنين نمازى را بخواند ، اين فعل از جهتى داخل در عنوان مأمور به است و لذا مقتضى است كه مكلّف ، مطيع امر مولى و ممتثل تلقى شود . و همين فعل از جهت ديگرى داخل در عنوان منهى عنه است و لذا مقتضى است كه مكلّف عاصى و مخالف امر مولى به حساب آيد . 2 - ( واحد ) - و مقصود از واحد ، فعل واحد است باعتبار اينكه يك وجود واحد دارد كه ملتقى و مجمع دو عنوان است ، و در مقابل متعدد بحسب وجود ، مطرح مىشود مثل نظر به اجنبيه و نماز كه وجود يكى غير از وجود ديگرى است . و اجتماع در مثل چنين مثالهايى ( دو وجود ) چنانچه گفتيم ، اجتماع موردى ناميده مىشود . و فعل واحد چون داراى يك وجود است ، وقتى محل تلاقى دو عنوان باشد ، اين تلاقى از دو حال بيرون نيست : يك حالت اين است كه اين التقاء ، بسبب ماهيت شخصى آن فعل واحد باشد . و حالت دوّم اين است كه التقاء بسبب ماهيت كلى آن واحد باشد ، مثل اينكه خود كلى مجمع دو عنوان باشد ، نظير هستى كلى كه هم نماز و هم غصب برآن منطبق است . و بنابراين مقصود از واحد در اين مقام ، واحد در وجود است و لذا معنا ندارد كه نزاع را منحصر در واحد شخصى كنيم ( يعنى بحث در - مثلا - نماز و وجود شخصى زيد در باغ غصبى همسايه‌اش نيست ، بلكه بحث در كلّى نماز در مكان غصبى است ) . و با توجه به آنچه گفتيم روشن مىشود كه واحد جنسى از محل كلام ما خارج است و مراد از واحد جنسى آن است كه مأمور به و منهى عنه از نظر وجودى متغاير باشند امّا هر دو تحت ماهيت واحدى داخل باشند مثل سجده براى خدا و سجده براى بت . اين دو به لحاظ اينكه هر دو داخل در عنوان سجود هستند واحد جنسى هستند . و بدون شك اين مورد از محل نزاع بيرون است ( يعنى كسى نمىگويد اين دو سجده مصداق اجتماع امر و نهى در شىء واحد است و لذا سجده در آن واحد ، هم واجب است و هم حرام ! ) 3 - ( جواز ) - واضح است كه مقصود از جواز ، جواز عقلى يعنى امكان در مقابل امتناع است و البته مىتوان گفت مراد از آن ، جواز عقلى مقابل با قبح عقلى است و البته اين معناى دوم ، گاهى به معناى اول برمىگردد چرا كه قبيح ، بر خداوند ممتنع است . و جواز معانى ديگرى هم دارد مثل جواز در مقابل وجوب و حرمت شرعى ، و جواز